در همین رابطه پلیس مرزی از دستگیری دو راننده کامیون ایرانی خبر داد که قصد قاچاق ۸ تن لنگه کفش کهنه از مکزیک به آمریکا را داشتند.
قابل ذکر است که در هفته گذشته قیمت تخم مرغ گندیده نیز به شدت افزایش یافته است
زمان جنگ همیشه شعاری داده میشد به این عنوان که "راه قدس از کربلا میگذرد". منظور از آن این بود که قبل از حمله به اسرائیل و فتح بیت المقدس و قتل عام صهیونیست ها، باید اول عراق و شهرهای آن را به تسخیر خود در بیاوریم.
هدفی که خیال ماند و جنگ ۸ ساله با شهادت صدها هزار ایرانی سرانجام با نوشیدن جام زهری به پایان رسید.
اما این خیال همچنان پا برجاست که روزی اسراییلیها را به دریا بریزیم تا بتوانیم فلسطینیها را بر سر خانه و کاشانه خود بر گردانیم.
هیچ شکی نیست که برای بازگرداندن فلسطینیها به آشیانهشان و نجات آنها از سالیان سال آوارگی و فلاکت تلاش باید کرد. اما آیا این کار فقط با بیرون راندن اسرائیلیها از سرزمین مقدسشان امکان پذیر است؟ گیریم که اسرائیل به ناحق فلسطین را اشغال و مردمانش را از آنجا رانده است، تقصیر آن کودک یهودی که امروز در کشور اسرائیل چشم به جهان گشوده چیست؟ مگر اسرائل میهن او محسوب نمیشود؟ آیا باید همان بلائی که بر سر کودکان فلسطینی میآید نیز بر سر او بیاوریم؟ آیا نمیتوان راه حل دیگری پیدا کرد که این دو کودک در کنار یکدیگر با صلح و آرامش زندگی کنند بدون آنکه کسی مجبور به ترک وطن خود باشد؟
سیاست ایجاد دو کشور در کنار یکدیگر سالهاست که مطرح شده و از هر دو طرف هم گروههای بسیاری خواستار انجام آن هستند. اما هر وقت که گفتگوها برای انجام این سیاست به نتیجه نزدیک میشود این حزب الله لبنان و حزب حماس فلسطین هستند که با کمک و اشاره ایران با پرتاب موشکی یا انفجار بمبی هر چه که بافته شده است را پنبه میکنند.
جمهوری اسلامی که میداند با آرامش یافتن خاورمیانه انتقادات همه به سوی آنها متمرکز خواهد شد دست به انجام هر کاری میزند تا هیچ گونه توافقی بین این دو قوم به اجرا نرسد.
به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی از یاسر عرفات و حزب فتح که دم از صلح میزدند هیچ دل خوشی نداشت و اکنون نیز به جای پشتیبانی از محمود عباس، رئیس حزب فتح که نماینده اکثر فلسطینی هاست، حزب تروریستی حماس را حمایت میکند. چرا که حزب فتح هم پس از سالها جنگیدن سر انجام به این نتیجه رسیده است که این روش آنها را بر سر آشیانهشان باز نمیگرداند. آنها هم حضور مردم اسرائیل را در کنار خود پذیرفته اند و میخواهند که در کنار آنها کشور خود را مجددا بنا کنند.
اما تا زمانی که حمایت ایران از احزاب تروریستی حماس و حزب الله ادامه دارد نه فلسطینیها روزی از آوارگی و دربدری و زندگی در بیابان رها خواهند شد و نه کودکان اسراییلی میتوانند بدون ترس و وحشت در کوچههای شهرشان به بازی با یکدیگر مشغول شوند.
اگر ما واقعا به فکر مردم فلسطین هستیم باید برای آنها شرایطی به وجود بیاوریم که خودشان بتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند و ما به تصمیم آنها احترام بگذاریم و آن را حمایت کنیم. تا زمانی که سیاست تهران چیزی جز این است وضع ایشان تغییری نخواهد کرد، همانطور که در این ۶۰ سال نیز تغییری نکرده.
پس ابتدا باید تهران را از چنگال سیاست حامی ترور آزاد کرد تا بتوان به فلسطینی آزاد رسید. تا زمانی که خامنه ایها و احمدی نژادها در ایران بر مصدر قدرت هستند، فلسطین نیز روز خوش بر خود نخواهد دید. روز قدس برای آزادی وطنمان ایران، که گامیست نخستین در راه ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه به خیابان خواهیم آمد و فریاد "زنده باد آزادی" و "مرگ بر دیکتاتور" سر خواهیم داد.
آری، راه قدس از تهران میگذرد.
مضحک تر از اتهام جاسوسی که حکومت جمهوری اسلامی به کلوتید ریس، زن جوان فرانسوی زده، پیشنهادی میباشد که در مورد او به کشور فرانسه داده است. حکومت اسلامی که کلوتید ریس را بیش از یک ماه به جرم جاسوسی در زندان نگاه داشته به سفارت فرانسه در ایران پیشنهاد داده است تا در صورت دادن تضمین، خانوم کلوتید ریس بتواند تا زمان برگزاری دادگاه در داخل ساختمان سفارت فرانسه اقامت کند.
خود این پیشنهاد ثابت میکند که اتهام جاسوسی به این فرد دروغ محض میباشد. آخر چطور ممکن است که کشوری فردی را به جرم جاسوسی دستگیر کند، هفتهها حبسش کند و جلوی دوربین از وی اعتراف بگیرد اما سپس او را تا زمان اجرای دادگاهش به سفارت مربوطه بسپارد؟ آخر اگر این فرد واقعا جاسوس باشد چه جایی بهتر از سفارت برای رد و بدل کردن اطلاعات محرمانه و اخبار جاسوسی؟ مگر کشور فرانسه متهم به دست داشتن در انقلاب مخملی نیست؟ آیا از نظر اطلاعاتی نباید جاسوس یا حتی فرد مشکوک به جاسوسی را از همدستانش دور نگه داشت؟ آیا نباید جلوی دسترسی او به تلفن و اینترنت را گرفت؟
پس این پیشنهاد دیگر چیست؟این بار هم جمهوری اسلامی نقشهای چون کردن کت و شلوار به تن ملوانان انگلیسی و یا آزاد کردن فوری رکسانا صابری که به دروغ به جاسوسی و ۸ سال زندان محکوم شده بود کشیده، تا با اجرای آن از یک سوی از آمریکا و اروپا باج بگیرد و از سوی دیگر به مردم جهان رحم، عطوفت و بزرگمنشی خود را در قبال زندانیان نشان بدهد.
چندی نخواهد گذشت که احمدی نژاد با نوشتن نامهای در خواست آزادی کلودیت ریس را خواهد داد و پس از گرفتن عکس یادگاری در کنار وی، که در کیهان بزرگ چاپ خواهد شد، او را با چند کیلو پسته و جعبهای سوهان روانه خانه ش خواهد کرد تا همه از رئوفت اسلامی رژیم حاکم بر ایران با خبر شوند.غافل از اینکه مشت آنها دیگر نزد همه باز شده و امروزه خبر کشتار نداها و سهراب هاست که در کنار اخبار فجیعی که هر روز از زندانهای ایران درز میکنند، دست به دست مردم جهان میچرخند و روی سیاه حکومت اسلامی را سیاه تر میکنند.
خبرگزاری فارس به نمایندگی حکومت اسلامی چندین عکس از سفیران کشورهای خارجی که در مراسم تنفیذ شرکت داشتند منتشر کرده تا همه بدانند آنها هم احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور جدید پذیرفتهاند. حتی اگر خود رئیس جمهورهای کشورهای خارجی در این مراسم بودند نیز مهم نبود. آنچه اهمیت داشت غیبت آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و رفسنجانی بود. مهم این بود که آنها نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر و میلیونها غیر ایرانی دیگر، که شاهد همبستگی آنها با مردم ایران در ۲۵ جولای بودیم، برای شما پشیزی ارزش قائل نیستند و در این مراسم شرکت نکردند. مهم این است که ما، میلیونها ایرانی، حکومت دیکتاتوری شما را به رسمیت نمیشناسیم و تا زمان بر کناری شما و گرفتن حقمان آرام نمیگیریم. ما به شهیدان خود مدیون هستیم و از رای و خواسته آنها هرگز نخواهیم گذشت.
دیری نمانده که مراسم تنفیذ رئیس جمهوری واقعی مردم، به دست خود مردم و بدون حضور رهبری و جیره خوارانش برگزار شود.