گویند شبی شيطان در ميان اولاد خود فرياد كرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند چه چيز ترا از جا برآورده است اى سيد ما؟ گفت واى بر شما! از اوّل شب تا حال احوال آسمان و زمين را متغيّر مى يابم و اسهال شدیدی گرفتهام و مى بايد كه حادثه عظيمى در زمين واقع شده باشد، پس برويد و بگرديد و تفحّص كنيد كه چه امر غريب حادث شده است، پس متفرّق شدند و گرديدند و برگشتند و گفتند چيزى نيافتيم آن ملعون گفت خاک بر سرتان كه اِسْتعلام اين امر كار من است پس فرو رفت در دنيا و جولان كرد در تمام دنيا تا به مشهد رسيد، ديد كه ملائكه اطراف حرم را فرا گرفته اند، چون خواست كه داخل شود جبرئيل گفت برگرد اى ملعون ! گفت اى جبرئيل، يك حرف از تو سؤال مى كنم، راستی حسینی بگو امشب چه واقع شده است در زمين؟ جبرئيل گفت آقا به دنیا آمدند. شیطان با پوزخند گفت: خوب که چی، چیزی که زیاده از این آقاها. جبرئیل گفت: این آقا با بقیه آقاها فرق میکنند، ایشان رهبر کبیر انقلاب خواهند شد. شیطان باز خندید و گفت: ای بابا، از این رهبرها زیاد دیدهایم.جبرئيل گفت: اما ایشان زمان تولد عمامه به سر داشتند و با تسبیح ذکر یاعلی میگفتند. پرسيد كه آيا مرا در او بهره اى هست؟ گفت نه، تو را بهر او بهرهای هست. ابلیس گفت: سخن پیچیده مگو، گونهای بگو که ما نیز بفهمیم. جبرئیل پاسخ داد: ایشان تو را رو سفید خواهند کرد. شیطان دو دستی بر ملاج خود کوبید و شیون کنان دور شد.
از کتاب منتهی الآلات و با تشکر از ثقة الاسلام مرحوم شيخ عباس قمی
نمایش پستها با برچسب طنز، خامنهای. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب طنز، خامنهای. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)