
۱۳۸۸ دی ۸, سهشنبه
۱۳۸۸ دی ۴, جمعه
سر انجام نیک آهنگ کوثر کاریکاتور "خر" را کشید
پس از سالها دو دل بودن و کلنجار رفتن با وجدان، نوشتن صدها نامه به مراجع مختلف تقلید در قم و مشهد و نجف برای کسب تکلیف، مشورتهای بی شمار با دوستان و طرفداران و مخالفان، بیدارشدنهای هراسان از خواب به دفعات و کشیدن کاریکاتور خر در تاریکی شب و پاره کردن مجدد آن در فردای آن روز، سر انجام نیک آهنگ کوثر، کارتونیست، دست به قلم برد و در یکی از آخرین کارهای خود که در زیر آمده، کاریکاتور خر را بر روی کاغذ نقش زد.
نکته جالب در این کارتون اینجاست که در آن این شخص خر است که با هدایت احمدینژاد درشکه را میکشد در حالی که از کارهای قبلی نیکان این گونه برداشت میشد که این احمدینژاد است که به اشاره انگشت خر به این سو و آن سو میرود.
آیا نیک آهنگ با این کار خود خواسته بگوید در حقیقت این "خر" میباشد که افسارش در دست احمدینژاد و برادران سپاهی او قرار دارد و خود او به شخصه قدرتی برای تصمیم گیری ندارد؟

لینک عکس اصلی
نکته جالب در این کارتون اینجاست که در آن این شخص خر است که با هدایت احمدینژاد درشکه را میکشد در حالی که از کارهای قبلی نیکان این گونه برداشت میشد که این احمدینژاد است که به اشاره انگشت خر به این سو و آن سو میرود.
آیا نیک آهنگ با این کار خود خواسته بگوید در حقیقت این "خر" میباشد که افسارش در دست احمدینژاد و برادران سپاهی او قرار دارد و خود او به شخصه قدرتی برای تصمیم گیری ندارد؟

لینک عکس اصلی
۱۳۸۸ آذر ۲۴, سهشنبه
"مردان واقعی روسری بر سر میکنند" (گزارش die Welt آلمان از همایش "من مجید هستم")
مرد جوانی با ریش پر و چادر سیاهی بر سر و با نگاهی جدی. مرد مسن تری یک روسری رنگی بر سر گذاشته. دانشجوی تنومندی با یک رومیزی موهای خود را پوشانده. تعداد این عکسها به بالای صد میرسد. هر روز مردان بیشتری عکس با حجاب خود را بر روی اینترنت منتشر میکنند.
این همایش را مخالفین حکومت ایران برای حمایت از مجید توکلی آغاز کرده اند.این دانشجوی ۲۲ ساله دوشنبه گذشته در یک راهپیمایی اعتراض آمیز دستگیر شد. خبرگزاریهای دولتی پس از دستگیری وی عکسهایی از او با چادری بر سر و یک مقنعه آبی بر زیر آن منتشر کردند. خبرگزاری فارس ادعا کرد که مجید توکلی قصد داشته تا با جامه زنانه از دست نیروهای پلیس بگریزد.
اعتراضات هفته گذشته دانشجویان در ادامه اعتراضات به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در تیر ماه امسال برگزار شد. ویدئویی از مجید توکلی او را در حال سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر نشان میدهد. او رو به دانشجوین میگوید: "امروز روزیست که ملت ما به دنبال آزادیست و بر علیه استبداد مبارزه میکند. در برابر دیکتاتور بایستید و بر علیه آن با صدای بلند فریاد بزنید".
بنا بر گفته فعالان حقوق بشر نیروهای دولتی برای دستگیری توکلی انتظار خروج او را از دانشگاه میکشیدند. روی سایت فعالان حقوق بشر آمده که مجید توکلی به هنگام دستگیری به شدت مورد حمله نیروهی امنیتی قرار گرفته و مصدوم شده است.
روی عکسی که پس از دستگیری از توکلی منتشر شده او خمیده و خجول به نظر میرسد.
با اینکه عکس واقعی به نظر میآید عدهای در حقیقی بودن آن شک دارند. عدهای نیز احتمال آن را میدهند که توکلی را پس از دستگیری مجبور به سر کردن چادر کرده اند.
هدف رژیم از انتشار این عکس تحقیر و بی اعتبار کردن منتقدین خود در انظار عموم بوده است. هدفی که نتیجه بر عکس داده.
از بعد از ظهر همان روز مبارزه ای بر علیه این هدف رژیم در اینترنت آغاز شد. اکنون صدها عکس از مردان با حجاب را میتوان در اینترنت پیدا کرد که کنار آنها نوشته شده : "ما مجید هستیم"
فردی در توییتر نوشته: "مردان واقعی چادر بر سر میکنند، بدون ترس و یا خجالت".
رژیم با انتشار تصویر مردی که مجبور به سر کردن چادر شده این مطلب را نیز یاد آور شد که اکنون سالهاست زنان ایرانی در این کشور مذهبی مجبور به استفاده از حجاب هستند.
مردان مخالف رژیم با بر سر کردن حجاب در کنار حمایت از مجید توکلی اعتراض خود را نیز به حجاب اجباری برای زنان نشان میدهند.
جوانی تهرانی در فیس بوک نوشته: "ایران تا زمانی که زنان ایرانی آزاد نباشند آزاد نخواهد شد. مردان ایرانی، بیائید تا با بر سر کردن روسری حمایت خود را از مجید و همچنین زنان ایران نمایش دهیم".
بسیاری از وبلاگ نویسها اعتقاد دارند که رژیم حاکم با تلاش بر اینکه مردی را در لباس زنانه تحقیر کند در حقیقت دست به تحقیر زنان زده است.
یک استاد دانشگاه مینویسد: "مفتخرم که روسری مرحوم مادرم را به سر کرده ام، همان روسری ای که همسرم مجبور بود در ایران بپوشد، و همان روسری که به نظر ددمنشی متحجری که بر ایران حکم می راند ابزار تحقیر مجید توکلی ست-- حال آنکه او امروز نزد ما عزیزتر و نجیب تر است. ما همه مجید توکلی هستیم-- و وه که ما مردان ایرانی چه دیر این کار را کردیم! اگر ۳۰ سال پیش این کار را کرده بودیم، زمانی که روسری به خواهرانمان که نمی خواستند آن را بر سر کنند تحمیل شد، شاید امروز در اینجا نبودیم"
اپوزیسیون باری دیگر توانست ثابت کند که چگونه در اینترنت میتواند با ابتکارات خود اعتراضاتش را ادامه دهد و لوله اسلحه رژیم را به سمت خود او برگرداند.
مجید توکلی به جای آنکه مورد تمسخر قرار بگیرد، پس از ندا آقا سلطان اکنون تبدیل به یک سمبل جدید مبارزه شده است. وی خود از قبل از احتمال خطری که سخنرانیاش برای او خواهد داشت آگاه بوده. او پیش از این نیز ۲ بار در در زندان مخوف اوین زندانی و در آنجا شکنجه شده.
مجید برای آخرین بار در فیس بوک خود چنین پیام داده است: " با همه اشکهای مادر و نگاه های نگران پدر و همه سختی ها فقط ارزوی آزادی میتونه هنوز انرژی و ایستادگی را موجب شود. پس باز به استقبال همه خطرها میروم ؛ در کنارهمه دوستانم که به در کنارشان بودن ، افتخار میکنم.16 آذر همه با هم در دانشگاه علیه استبداد فریاد خواهیم زد برای آزادی"
منبع اصلی
این همایش را مخالفین حکومت ایران برای حمایت از مجید توکلی آغاز کرده اند.این دانشجوی ۲۲ ساله دوشنبه گذشته در یک راهپیمایی اعتراض آمیز دستگیر شد. خبرگزاریهای دولتی پس از دستگیری وی عکسهایی از او با چادری بر سر و یک مقنعه آبی بر زیر آن منتشر کردند. خبرگزاری فارس ادعا کرد که مجید توکلی قصد داشته تا با جامه زنانه از دست نیروهای پلیس بگریزد.
اعتراضات هفته گذشته دانشجویان در ادامه اعتراضات به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در تیر ماه امسال برگزار شد. ویدئویی از مجید توکلی او را در حال سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر نشان میدهد. او رو به دانشجوین میگوید: "امروز روزیست که ملت ما به دنبال آزادیست و بر علیه استبداد مبارزه میکند. در برابر دیکتاتور بایستید و بر علیه آن با صدای بلند فریاد بزنید".
بنا بر گفته فعالان حقوق بشر نیروهای دولتی برای دستگیری توکلی انتظار خروج او را از دانشگاه میکشیدند. روی سایت فعالان حقوق بشر آمده که مجید توکلی به هنگام دستگیری به شدت مورد حمله نیروهی امنیتی قرار گرفته و مصدوم شده است.
روی عکسی که پس از دستگیری از توکلی منتشر شده او خمیده و خجول به نظر میرسد.
با اینکه عکس واقعی به نظر میآید عدهای در حقیقی بودن آن شک دارند. عدهای نیز احتمال آن را میدهند که توکلی را پس از دستگیری مجبور به سر کردن چادر کرده اند.
هدف رژیم از انتشار این عکس تحقیر و بی اعتبار کردن منتقدین خود در انظار عموم بوده است. هدفی که نتیجه بر عکس داده.
از بعد از ظهر همان روز مبارزه ای بر علیه این هدف رژیم در اینترنت آغاز شد. اکنون صدها عکس از مردان با حجاب را میتوان در اینترنت پیدا کرد که کنار آنها نوشته شده : "ما مجید هستیم"
فردی در توییتر نوشته: "مردان واقعی چادر بر سر میکنند، بدون ترس و یا خجالت".
رژیم با انتشار تصویر مردی که مجبور به سر کردن چادر شده این مطلب را نیز یاد آور شد که اکنون سالهاست زنان ایرانی در این کشور مذهبی مجبور به استفاده از حجاب هستند.
مردان مخالف رژیم با بر سر کردن حجاب در کنار حمایت از مجید توکلی اعتراض خود را نیز به حجاب اجباری برای زنان نشان میدهند.
جوانی تهرانی در فیس بوک نوشته: "ایران تا زمانی که زنان ایرانی آزاد نباشند آزاد نخواهد شد. مردان ایرانی، بیائید تا با بر سر کردن روسری حمایت خود را از مجید و همچنین زنان ایران نمایش دهیم".
بسیاری از وبلاگ نویسها اعتقاد دارند که رژیم حاکم با تلاش بر اینکه مردی را در لباس زنانه تحقیر کند در حقیقت دست به تحقیر زنان زده است.
یک استاد دانشگاه مینویسد: "مفتخرم که روسری مرحوم مادرم را به سر کرده ام، همان روسری ای که همسرم مجبور بود در ایران بپوشد، و همان روسری که به نظر ددمنشی متحجری که بر ایران حکم می راند ابزار تحقیر مجید توکلی ست-- حال آنکه او امروز نزد ما عزیزتر و نجیب تر است. ما همه مجید توکلی هستیم-- و وه که ما مردان ایرانی چه دیر این کار را کردیم! اگر ۳۰ سال پیش این کار را کرده بودیم، زمانی که روسری به خواهرانمان که نمی خواستند آن را بر سر کنند تحمیل شد، شاید امروز در اینجا نبودیم"
اپوزیسیون باری دیگر توانست ثابت کند که چگونه در اینترنت میتواند با ابتکارات خود اعتراضاتش را ادامه دهد و لوله اسلحه رژیم را به سمت خود او برگرداند.
مجید توکلی به جای آنکه مورد تمسخر قرار بگیرد، پس از ندا آقا سلطان اکنون تبدیل به یک سمبل جدید مبارزه شده است. وی خود از قبل از احتمال خطری که سخنرانیاش برای او خواهد داشت آگاه بوده. او پیش از این نیز ۲ بار در در زندان مخوف اوین زندانی و در آنجا شکنجه شده.
مجید برای آخرین بار در فیس بوک خود چنین پیام داده است: " با همه اشکهای مادر و نگاه های نگران پدر و همه سختی ها فقط ارزوی آزادی میتونه هنوز انرژی و ایستادگی را موجب شود. پس باز به استقبال همه خطرها میروم ؛ در کنارهمه دوستانم که به در کنارشان بودن ، افتخار میکنم.16 آذر همه با هم در دانشگاه علیه استبداد فریاد خواهیم زد برای آزادی"
منبع اصلی
۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه
عزتالله ضرغامي : خانوم مجریهای آرایش دار من را تحریک جنسی میکنند
رئيس سازمان صدا و سيما با اشاره به اينكه تحول مورد نظر رهبري ، بطور كلي با تحولي كه بسياري از سياسيون ، احزاب و گروههاي سياسي و رسانههاي آنان تبليغ ميكنند متفاوت است ، گفت :
خانوم مجریهای آرایش دار من، دیگر برادران و همچنین مقام معظم رهبری را تحریک میکنند. ایشان با گفتن اینکه آرايش خانمها در تلويزيون شرعا و قانونا ممنوع است افزودند که در این زمانه استفاده از چادر و پوشش کامل اسلامی نیز دیگر کافی نیست و مردها حتئ از نگاه زنی نیز تحریک شده و مرتکب گناه میشوند.
آقای ضرغامی همچنین به تحریک آمیز بودن صدای خانومها اشاره کرد و از گویندگان زن صدا و سیما خواست تا از این به بعد به هنگام خواندن اخبار یا اجرای برنامه انگشت سبابه خود را در دهان فرو ببرند و یا صوت صدای خود را به صوتی مردانه تغییر دهند.
وی همچنین گفت که شوخیهای زننده نباید میان زنان و مردان چه در رادیو و چه در تلویزیون اتفاق بیفتد اما خانومها میتوانند بین هم از این نوع شوخیهای زننده رد و بدل کنند و شوخیهای انگشتی نیزدر رادیو و مابین برادران مانعی ندارد.
او گفت ترجیحا بهتر است وقتی که یک مهمان ضعیفه داریم، مجری نیز ضعیفه باشد و تمام تماشاچیان نیز از جنس دوم باشند.
وی با اشاره به سنت چند هزار ساله مراسم تعزیه در ایران زمین گفت ما هم باید در سریالها و فیلمهای خود از این سنت پدران خود بیاموزیم و از این پس به جای هنرپیشگان زن از هنرپیشگان مرد در جامه زنانه استفاده کنیم، که البته هر چه بازیگر آن نقش ریش بلندتری داشته باشد بهتر است چرا که احتمال تحریک شدن را کمتر میکند.
خانوم مجریهای آرایش دار من، دیگر برادران و همچنین مقام معظم رهبری را تحریک میکنند. ایشان با گفتن اینکه آرايش خانمها در تلويزيون شرعا و قانونا ممنوع است افزودند که در این زمانه استفاده از چادر و پوشش کامل اسلامی نیز دیگر کافی نیست و مردها حتئ از نگاه زنی نیز تحریک شده و مرتکب گناه میشوند.
آقای ضرغامی همچنین به تحریک آمیز بودن صدای خانومها اشاره کرد و از گویندگان زن صدا و سیما خواست تا از این به بعد به هنگام خواندن اخبار یا اجرای برنامه انگشت سبابه خود را در دهان فرو ببرند و یا صوت صدای خود را به صوتی مردانه تغییر دهند.
وی همچنین گفت که شوخیهای زننده نباید میان زنان و مردان چه در رادیو و چه در تلویزیون اتفاق بیفتد اما خانومها میتوانند بین هم از این نوع شوخیهای زننده رد و بدل کنند و شوخیهای انگشتی نیزدر رادیو و مابین برادران مانعی ندارد.
او گفت ترجیحا بهتر است وقتی که یک مهمان ضعیفه داریم، مجری نیز ضعیفه باشد و تمام تماشاچیان نیز از جنس دوم باشند.
وی با اشاره به سنت چند هزار ساله مراسم تعزیه در ایران زمین گفت ما هم باید در سریالها و فیلمهای خود از این سنت پدران خود بیاموزیم و از این پس به جای هنرپیشگان زن از هنرپیشگان مرد در جامه زنانه استفاده کنیم، که البته هر چه بازیگر آن نقش ریش بلندتری داشته باشد بهتر است چرا که احتمال تحریک شدن را کمتر میکند.
۱۳۸۸ آذر ۱۰, سهشنبه
آری، امروز بخندید که فردایی هم هست!
حتما شما هم چون هیتلر و موسیلینی ، سرنوشت خود را جدای از سرنوشت دیکتاتورهای ماقبل خود میدانید. آنها نیز زمانی از بر مسند قدرت بودن سرمست بودند و خود را جاودان و برای همیشه بر مصدر حکومت میپنداشتند. آنها نیز همانند شما به زور اسلحه و با دروغ و تقلب، قدرت را بدست گرفته و پس از آن قوانین را به نفع خواستههای شخصی خود تغییر داده بودند. آنها نیز مانند شما افراد دیگر را به جرم آنکه چون آنان نمیاندیشیدند، چون آنان سخن نمیگفتند، چون آنان عبادت نمیکردند و کلا به جرم آنکه "چون آنان نبودند" گرفتند و شکنجه کردند و به قتل رساندند.
آنها نیز کتابها را سوزاندند با تصور اینکه با نابود کردن کتابها حقیقت محو میشود و تاریخ تغییر میکند. اما تاریخ تغییر نکرد و برای آنها نیز تکرار شد.
هیتلر، پس از آنکه جهان را به خون و آتش کشید، سر انجام با خفت و خواری در زیرزمینی تاریک تیری بر مغز مجنون خویش شلیک کرد و شریک ایتالیائی او، موسیلینی، در حالی که قصد گریز از مملکت خود را داشت، به دست هموطنهای خودش تیرباران شد و جسدش روزها از تیرکی در شهر آویزان بود.
شما احمدی نژادها و خامنه ایها هم شاید با پاره کردن کتاب ها، خود تاریخ را از یاد برده باشید، اما تاریخ را نمیتوان عوض کرد و سرنوشت شما "دیکتاتورهای کوچک" چیزی جز سرنوشت دیگر دیکتاتورها نخواهد بود.
آنها نیز کتابها را سوزاندند با تصور اینکه با نابود کردن کتابها حقیقت محو میشود و تاریخ تغییر میکند. اما تاریخ تغییر نکرد و برای آنها نیز تکرار شد.
هیتلر، پس از آنکه جهان را به خون و آتش کشید، سر انجام با خفت و خواری در زیرزمینی تاریک تیری بر مغز مجنون خویش شلیک کرد و شریک ایتالیائی او، موسیلینی، در حالی که قصد گریز از مملکت خود را داشت، به دست هموطنهای خودش تیرباران شد و جسدش روزها از تیرکی در شهر آویزان بود.
شما احمدی نژادها و خامنه ایها هم شاید با پاره کردن کتاب ها، خود تاریخ را از یاد برده باشید، اما تاریخ را نمیتوان عوض کرد و سرنوشت شما "دیکتاتورهای کوچک" چیزی جز سرنوشت دیگر دیکتاتورها نخواهد بود.

اشتراک در:
پستها (Atom)